ب انتهای گریه ک میرسم
صدای ساده فروغ..ازنهایت شب رامیشنوم
صدای غروب غزالها را
صدای بوق بوق نبودن تو را درتلفن!
آرام تر ک شدم
شعری از دفاتردریا میخوانم
و ب انعکاس صدایم
درآیینه اتاق
خیره میشوم
در برودت این همه حیرت
کجا مانده ای آخر؟
صدای نفسهایت مرا می برد به عالم شعر .
می برد تا " رحم کن ای نفس " جبران
می برد تا " بوسه " ی فروغ
می برد تا " ای نوش کرده نیش را ، بی خویش کن با خویش را " مولانا
می بینی ...
یک نفست مرا تا کجاها می برد ...!
آدمـای دلتــــــــــنگ...
وقتی خیلی بهشون خوش میگذره و میخندند...
یهو سرشونو برمیگردونند اونوری...
یکم ثابت میشن...
یواش یواش چشاشــــــون پر از اشـــــــک میشه!...
بدون تو...
خودت که نیستی...
ولی یادت هست...
من از قلبم تمام حرفهایت را میشنوم...
حتی دلتنگی های توآهنگ قلبم را تند میکند...
دیدنت آرزوی من است...
ولی بدان که ندیدنت هم برای خودش حسی دارد ...
درد زایمان برای من ...
نام خانواده برای تو ...
زحمت هانواده برای من ...
چهار عقد برای تو ...
حسرت عشق برای من ...
هزار صیغه برای تو ...
حکم سنگسار برای من ...
هوس برای تو ...
عفاف برای من ...
به سلامتی همه خانوما ایرانی
چون درگیر دوست داشتن کسانی هستم که دوستم دارند!!
ولی به دنبال همان آجر لق دیوارت هستند
که تو را فرو بریزند...
تا تو را انکار کنند...
تا از رویت رد شوند...
ﻣﺎﻫﺎ ﯾﺎدﻣﻮن ﻧﻤﯿﺎد!!! ﯾﻪ زﻣﺎﻧﻲ آدﻣﺎ ﺑﺠﺎی ﺷﻤﺎرﻩ ﺑﻪ ﻫﻢ دل ﻣﯿﺪادن! ﻗﺪﯾﻤﺎ اﮔﻪ ﻛﺴﻲ ﭘﺎی ﻋﺸﻘﺶ ﻣﯿﻤﻮﻧﺪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺑﺎوﻓﺎ ﻧﻪ ﺳﯿﺮﯾﺶ! اون وﻗﺘﺎ ﺑﺮای اﯾﻨﻜﻪ اوﻧﯿﻜﻪ دوﺳﺶ داری ﻛﻨﺎرت ﺑﻤﻮﻧﻪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻠﺒﺘﻮ ﻣﯿﺪادی ﻧﻪ ﺗﻨﺖ رو! دﻧﯿﺎ اﮔﻪ ﻣﺮدوﻧﮕﻲ داﺷﺖ اﺳﻤﺶ دﺧﺘﺮوﻧﻪ ﻧﺒﻮد...!!!
گاهی اوقات دلم میخواهد خرمایی بخورم و برای خود فاتحه ای بفرستم ؛ شادیش ارزانی کسانی که رفتنم را لحظه شماری میکردند !
سلام بر پاییز فصل
باران, راستی پاییز؟! من بارانی ترم یا تو؟!
تو یک فصل میباری! اما من.... ۴فصل!!!!!!!!!!.
یادمه توی کتاب دوران مدرسه یه شعر از سهیل محمودی بود که با این مصرع شروع میشد :دلم شکسته تر از شیشه های شهرشماست.. حالاهم وضعیت دلها شبیه شیشه های شهره... دوجداره، ضدصدا، بدون انتقال حرارت و گاهی مشجر و یکطرفه
دلم اس ام اس از نوع
نصفه شبی می خواد
همونا که یهو از خواب بیدارت کنه
تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته
دلم از اون وقتایی میخواد که همه رو میپیچونه به خاطر تو
از اون وقتایی که پشت خطیشو قطع میکنه...
زن زندگیست
و
مرد امنیت
و چه خوب می شود وقتی
مردی تمامِ مردانگیش را
خرجِ
امنیتِ زندگیش کُند
و چه زیبا می شود وقتی زنی
تمامِ زندگیش را
خرجِ
غرورِ امنیتش کُند
شازده کوچولو می گفت:
گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود
اما ماندنی بود
همین بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود
به سلامتی عاشقی که
موقع جدایی گفت:
به عشق جدیدت بگو بعد بغل کردنت مواظبت باشه تا سرما نخوری...!!!
را ویران کنم....!!!!
تا هیچ کس به اینجایی که ما رسیده ایم نرسد...!!!